چندی پیش، طرحی تحت عنوان
"طرح پژوهشی جابرابن حیان"
که هرساله ظاهراً از سوی آموزش و پرورش با هدف تشویق و گسترش کار گروهی و پژوهش علمی دانش آموزی ابلاغ می شود، از سوی مسوولین آموزشی به دانش آموزان مدارس مناطق تهران از جمله دبستان پسرانه شهید عباس حصارکی اعلام شد.
در این پژوهش / رقابت، دانش آموزان بایستی در گروههای دو ، سه نفره با در نظر گرفتن یکی از موضوعات علمی موجود در کتابهای درسی خود، پژوهش را به شکل نشریه دیواری تهیه و قبل از فرارسیدن 22 بهمن آن را به مدرسه تحویل می دادند.
برخی از این گروهها که موضوع را جدی گرفته بودند، تلاش زیادی کردند تا منابع لازم را جمع آوری کنند. سپس مسوول گروه که هماهنگ کننده اصلی بود، می بایست از لابلای منابع و عکسها تحقیق کرده و مطالب را تدوین کرده و روزنامه دیواری را با مطالب و عکسها و نقاشی های مرتبط قالب بندی کرده و سپس یکی از خوش حطهای گروه هم آنها را در جاهای تعیین شده می نوشت.
تهیه این نشریه تحقیقی دیواری، بسیار زمان بَر و نیازمند دقت فراوان در چینش و نوشتن بود چرا که هرگونه اشتباه در قالب بندی و یا غلط املایی می توانست باعث کاهش کیفیت کار شود. بهرحال این نشریه دیواری مقوایی با کار بی وقفه چندین ساعته و با استفاده از منابع مختلف، در نیمه اول بهمن به مدرسه تحویل داده شد.

اما دوشنبه بعدازظهر 23 بهمن، بچه هایی که در این کار/رقابت گروهی شرکت کرده بودند پیامی عجیب را به والدین خود رساندند: "کارهایی که ارائه شده است از سوی آموزش و پرورش منطقه 5 به مدرسه بازگشت داده شده است. کارهای تهیه شده باید دوباره با رعایت شرایط زیر تهیه شده و حداکثر تا روز چهارشنبه 25 بهمن تحویل داده شود ! : استفاده از کارتن پلاست به جای مقوای معمولی؛ اندازه 100 در 70 ؛ مطالب ابتدا تایپ شده و سپس در قالب مذکور قرار گیرد و به هیچ عنوان نبایستی دست نوشته باشد و ..." !!!
بچه ها با این شرایط جدید خستگی کار به تنشان ماند و بسیار
دلسرد شدند. امیرپارسا به عنوان یکی از سرگروههای نشریه دیواری کلاس پنجم، که هم
خودش وقت گذاشته بود و هم به اتفاق پدرش به کتابفروشی های میدان انقلاب رفته بود و
علاوه بر خرید کتاب، در خانه نیز وقت زیادی از خانواده را برای تحقیق و تدوین آن
گرفته بود بیش از همه ناراحت بود و بعد از انعکاس موضوع از من خواست تا با کادر
مدرسه تماس بگیرم.
در تماس با یکی از معاونین مدرسه ضمن انتقاد از این بی برنامگی
دلیل آن را پرسیدم. متوجه شدم در جلسه ای که قبلا به همین منظور در آموزش و پرورش
تشکیل شده بود، تمامی شرایط توضیح داده شده و سی دی آموزشی هم ارایه کرده
بودند یکی از مهمترین تغییرات هم استفاده از کارتن پلاست بود که قابلیت
ایستادن روی زمین را هم دارد اما به خاطر عدم حضور نماینده مدرسه از آن بی
اطلاع بوده اند و همان موضوع را با شکل قبلی به بچه های معصوم اعلام کرده و این
همه زحمت بیهوده را برای آنها و والدینشان ایجاد کردند ! ضمن
اینکه هنوز خود آنها هم دقیقا نمیدانستند این نشریه دیواری دقیقا چه شرایطی را
باید داشته باشد. پس از او خواستم شماره موبایل مسوول مربوطه را به من بدهد. گفتند
ندارم باید از فلانی بگیرم. بعد که دوباره تماس گرفتم گفتند خاموش است و به هر
طریق از دادن شماره طفره رفته و گفتند ایشان لوح فشرده ای در مورد نحوۀ تهیه این
نشریه دیواری دارد که قرار است فردا تکثیر کرده و در اختیار سرگروهها قرار دهد.
سه شنبه بعدازظهر امیرپارسا بهم ریخته از روز قبل تماس گرفت و
گفت به خانم... گفتم
CD را بدهد اما او گفت فردا ! .... خلاصه
چهارشنبه بعدازظهر سی دی مذکور واردخانه شد. از این بی برنامگی و ضعف اطلاع رسانی
در یک مدرسه 600 نفری بسیار ناراحت شدم. با توجه به اینکه دوبار گزیده شدن از یک
سوراخ را منطقی نمی دانستم، او را متقاعد کردم که از تهیه مجدد آن منصرف شود و
عطایش را به لقایش ببخشد.
محمد شکوری دانش آموز فعال مدرسه که اشتیاق زیادی برای شرکت در
کارهای گروهی برای حفظ و پاکسازی محیط زیست دارد، از جمله افرادی بوده که با کمک والدین
نشریه دیواری جالبی در خصوص آلودگی هوا تهیه کرده بود و دوباره با صرف هزینه زمانی
و مالی آن را در قالب خواسته شده تهیه کرده و به آموزش و پرورش رسانده بود.
دیروز والدین محمد با من تماس گرفتند و ضمن اشاره به موضوع بازگشت داده شدن کارها، به اقدام مجدد
برای تهیه کار روی کارتن پلاست و تایپ و... ساعتها وقت گذاشتن روی این کار صحبت
کرده و از این وضع گلگی کردند. واقعا نه تنها خستگی به تن آنها مانده بود، بلکه
مهم تر از آن روح و ذهن خلاق فرزندشان از این آب در هاون کوبیدن آسیب دیده بود.
نکته ای که بیشتر آنها را آزار می داد، این بود که در آموزش و پرورش هم برخورد
مناسبی با زحمتی که کشیده شده صورت نگرفته بود.
بهرحال با آموزش و پرورش تماس گرفتم. مسئول مربوطه گفت ما
به مدارس در جلسه تمامی جزئیات را گفته بودیم. حتی آدرس سایت اینترنتی جابربن حیان
را داده بودیم که تمامی شرایط و حتی نمونه کارها در آن بود. ای کاش مدرسه اطلاع
رسانی صحیح را انجام می داد. ...
متاسفانه وضعیت برنامه ریزی در مدارس دولتی کشور کم و بیش اینچنین است. از جمله دلایل این
کم توجهی های آموزشی میتوان به جمعیت بیش از حد استاندارد کلاسها و مدرسه، سطح
حقوق ناکافی کادر مدرسه، عدم ارزیابی و بکارگیری ابزار تشویق و تنبیه برای مدارس از سوی آموزش و پرورش، و ... اشاره کرد.
به نظر من در مقوله هایی اینچنین،
آموزش و پرورش مقصر اصلی است که نه تنها یک سیستم ارزیابی و نظارت جامع بر فعالیت
مدارس را تدوین و اجرایی نکرده است بلکه امکان رسیدگی و رفع نواقص و کمبودهایی که
زمینه ساز این بی برنامگی ها می شود را نیز ندارد و همین کمبودها باعث شده است
شرکت در چنین کارهایی از سوی برخی مدارس دولتی به عنوان یک بار اضافه در نظر گرفته
شود که بهتر است
یا برندارند و یا اگر هم بردارند از سر انجام وظیفه است که در اینصورت بار کج است
و بار کج به منزل نمی رسد.